تبليغاتX
یادداشت های دخترانه

یادداشت های دخترانه

دختری از نسل امروز

ای آن‌هایی که من شما را نمی‌شناسم و شما من را نمی‌شناسید و همه هم خودمان را کاربلد، وبلاگ‌خوان، قدیمی و حرفه‌ای دنیای نت می‌دانیم، جان مادرتان از سوژه یابی برای پست‌های احتمالن مخاطب‌دار دست بردارید، جان مادرتان به تصور مثال احتمالی ذهنتان در همان ذهنتان بسنده کنید، جان مادرتان من به جهنم، بقیه را آزرده نکنید. به خدا این او نیست، او این نیست، هیچ کس هیچ کس دیگر نیست، شما از زندگی من، ارتباط نوشته‌های من با واقعیت، موقعیت مکانی و زمانی حوادث، شیوه‌ و سلیقه‌ی بازی با تاریخ‌ها و اسامی و خیلی دیگر از درد‌های من هیچ چیز نمی‌دانید

     ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ یادداشت های دخترانه ^^^ نادیا ^^^  | 

برای یه فرشته کوچولو که پدرش برای سلامتیش نگرانه دعا کنین . مهم نیست روزه میگیری یا نه ؛ مهم نیست آدم معتقدی هستی یا نه ؛ مهم اینه که الان وقت اجابته  و چه دعایی واجب تر از اینکه سلامتیه یه موجود کوچولوی دوست داشتنی رو ازش بخوای ؟

توی دل هر کسی یه حفره ای هست که به هیچ کس بروز نمیده .

اون حفره بعضی وقتها خالیه ؛ ولی گاهی وقتها هم  شخصی ترین احساساتش میره توی اون حفره میشینه . احساساتی که نه میشه برای کسی گفت ؛ نه نوشت و نه هیچ چیز دیگه .

اون وقته که اگه احساسه شیرین باشه ؛ یه جورایی زندگیت رو هم شیرین میکنه . هیچ کسی هم برای سرخوشی هات دلیلی پیدا نمیکنه .

ولی وای از اون زمانی که احساسه شیرین نباشه . نمیدونم باید چه اسمی روش گذاشت . چون خوب میدونم که تلخ و شور و اینها هم نیست .

اونوقته که نه می تونی به کسی بگی که چی به سرت اومده و نه توجیهی برای رفتار افسرده ات پیدا میکنی . فقط دلت میخواد یه جوری این احساس رو بریزی بیرون و راحت بشی و برگردی به زندگی عادی خودت ...

id yahoo  من اینه: nadia.mohseni@yahoo.com،دوستانی که تمایل داشتند(ترجیحا خانم ها) add کنن و off بزارند...فرصتی شد در اونجا بیشتر باهم آشنا شده وصحبت می کنیم...

     ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ یادداشت های دخترانه ^^^ نادیا ^^^  | 

سلام بعد از یه غیبت کم وبیش طولانی برگشتم،به امیدروزهایی قشنگ تر از گذشته...

توی پرایدی نشسته ام که مرا به مقصد برساند من و سه مسافر آقا!موزیک هم هست چه موزیکی!!چه ترانه ای !!تاسف بار ...آقای خواننده دارد ابتذال بالا می آورد. از خجالت دارم میروم زیر صندلی..خدایا مانده ام کجای این کلمات هرزه ،گوش نواز یا دل نوازند؟ چقدر جوانان ما بی سلیقه شده اند؟!! اینها چیست گوش میدهند؟حیف گوش حیف وقت حیف عمر ....آیا مسافرین دیگر هم مثل من در حال خجالت کشیدن و تاسف خوردن هستند؟ چرا سطح موسیقایی مردم اینقدر افت کرده؟

اوه مای گاد ...چی میگه این ؟دلم می خواهد زود به مقصد برسم و از این فضا نجات پیدا کنم .راننده را نگاه میکنم ظاهرا چه کلاسی! چه ادبی! چه آقایی! چه سری چه دمی عجب پایی!! آخه برادر من این خزعبلات چیه که ما هم باید گوش بدهیم ؟ ....به خانه رسیده ام ...روی ترازو می ایستم یک کیلو کم کرده ام بی رژیم بی ورزش .....مرسی جناب راننده و آقای خواننده....

 

     ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ یادداشت های دخترانه ^^^ نادیا ^^^  | 

نمی دانم برای شما هم پیش آمده که گاهی احساس کوزت بودن بهتان دست بدهد و دلتان یک ژان والژان گردن کلفت ولی مهربان و واقعی بخواهد ؟

به خصوص که تناردیه هایی هم باشند که دائم روی اعصابتان ماراتون بروند و حرمت کلاس و روشنفکری تان!!!!! را هم نگه ندارند ...آن وقت شما بروید و برای شانصدمین بار سی دی فیلم مکس یا تعطیلات مستر بین را بچپانید توی دستگاه و دیگر افاقه نکند ؟؟آره ؟ پیش آمده ؟.....

     ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ یادداشت های دخترانه ^^^ نادیا ^^^